تبلیغات
T A Y M A Z - سکوت و تنهایی
T A Y M A Z

 در سکوت بود

سکوت مطلق میان هیاهوی زمین

تنها نگاه بود و چشمانت و چشمانم

خیره .... پاک و صادق

پلک هم نمی زد به حرمت لحظه

چقدر حرف بود .. در سکوت لبهایت

چقدر حرف بود .. در نگاه تمنایم

می گویی و می گویم

می خوانی و می خوانم

دلت می خواهد می ماندی 

چشمانم ملتمسانه سرود نرفتن را زمزمه می کند

منتظری تا از لبهایم بشنوی

نرو ...  بمان ... نفس ها را شریکم باش

.

.

و دوباره سکوت و تنهایی و .... تنهایی


نوشته شده در پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 ساعت 07:30 ب.ظ توسط تایماز نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت