تبلیغات
T A Y M A Z - لج کرده ام
T A Y M A Z

لج کرده ام با خودم ... با همه و بیشتر با خود خودم

برایم مهم نیست که درباره ام چه فکر می کنی ... خسته شدم از بس به خاطر همه زندگی !! نه زندگی نه ... زنده بودنی به نام زندگی را طی کردم  ... به خاطر دلت به خاطر دلشان به خاطر نشکستنشان به خاطر نشکستنت ... عمرم را، زندگی را ، ...  فنا کردم طوری که باید می زیستم نزیستم تنها و تنها به خاطر شما بود

با شمایم با شماهایی که می شناسیدم دلم می خواهد همه ی پلها را بشکنم دیگر پلی نباشد برای بازگشت متنفرم از برگشت ... اصلا دلم نمی خواد ... دلم چیزهای زیادی نمی خواهد

دلم نمی خواهد به کسی سلام کنم ... دلم نمی خواهد دست نابینایی را بگیرم و از خیابان عبورش دهم ... دلم نمی خواهد محبت کنم و افراد زیر باران را سوار کنم ... دلم نمی خواهد به گدای کنار خیابان پولی بدهم و برایم دعایی بکند یا نه ... دلم نمی خواهد خوب باشم و مهم نیست همه از من خوششون بیاید یا نه ...دلم نمی خواهد نردبان باشم تا از من بالا بروند ...  دلم نمی خواهد به خاطر دلی ، نگاهی ، ... از خواسته هایم عبور کنم بگذار طعم تلخ شکستن را بفهمند.... و تنها چیزی که دلم می خواهد : بشکنم شکستنی ها را .... دلت ، دلشان ... حباب ها را هر آنچه که به خاطر مقدس شمردنش درون حبابی نهاده ام ...

کاش می توانستم ....

دلم نمی خواهد درباره ی این پست به کسی توضیحی بدم ....تنها تو ... تویی که می دانی و نمی پرسی

پ . ن :

جوانی ام گله دارد از زندگانیم ... شرمنده ی جوانی از این زندگانیم

پ . ن :

اورگیمه حسرت.

کونلومه کدر.

گوزله ریمه یاش.

نه گوزل بهانه سن آغلاماغا


نوشته شده در شنبه 18 اردیبهشت 1389 ساعت 06:35 ب.ظ توسط تایماز نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت