تبلیغات
T A Y M A Z - ای آزادی ...
T A Y M A Z

من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندانی بیزارم، از حكومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هركه تو را در بند می كشد بیزارم،

ای آزادی، مرغك پرشكسته زیبای من، كاش می توانستم تو را ازچنگ پاسداران وحشت، سازندگان شب و تاریكی و سرما، سازندگان دیوارها و مرزها و زندانها و قلعه ها رهایت كنم، كاش قفست را می شكستم و در هوای پاك بی ابر بی غبار بامدادی پروازت میدادم،

اما....

دستهای مرا نیزشكسته اند ، زبانم را بریده اند ، پاهایم را غل و زنجیر كرده اند و چشمانم را نیز بسته اند....

و گرنه ، مرا با تو سرشته اند ، تو را در عمق خویش ، در آن صمیمی ترین و راستین من خویش می یابم ، احساس می كنم.

اما تو را که میر غضبهای استبداد،فراشان خلافت از من باز گرفته اند و مرا که به تنهایی دردمندم تبعید کردند و به زنجیر بستند چگونه میتوانند از یکدیگر بگسلند.

ای آزادی،خجسته آزادی ، خواهم که تو را به تخت بنشانم،یا آنکه مرا به پیش خود خوانی یا آنکه تو را به پیش خود خوانم...

دکتر شریعتی

 


نوشته شده در دوشنبه 9 خرداد 1384 ساعت 10:05 ق.ظ توسط تایماز نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت