تبلیغات
T A Y M A Z - عشق
T A Y M A Z

سالها بود دلم را در حبس کرده بودم

به جرم عشق

به جرم عاشقی

در دادگاه عقل به حبس ابد محکومش کرده بودم

و مبادا از عاشقی و دل بستن

در گذشت سالها دلم را فراموش کرده بودم 

ایام می گذشت و عقل حکم می راند

تا اینکه تو امدی و نبض قلبم به تندی زد

دل جان تازه ای گرفت

عشق را در وجودم تنید ...

 

 

 

خداوند آفرینش را با عشق آغاز نمود عشق به انسان عشق به مخلوق

 و آن را در خاک وجودی انسان گوهری بی مانند

 در دل و قلب آدمی نهان کرد

...

و عشق یعنی عیان شدن خالق در مخلوق

 

عشق را دریابیم در این زمستان عاطفه

  ...

 


نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد 1388 ساعت 06:17 ب.ظ توسط تایماز نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت